|
يک عمر در انتظاري تا بيابي آن را که درکت کند و تو را همانگونه که هستي بپذيرد و عاقبت در مي يابي که او از همان آغاز خودت بوده اي معبودم مرا به بزرگي چيزهايي که دادي آگاه کن تا کوچکي چيزهايي که ندارم آرامشم را بر هم نريزد خوشا دردي که درمانش تو باشي خوشا راهي که پايانش تو باشي خوشا چشمي که رخسار تو بيند خوشا ملکي که سلطانش تو باشي ***************************** چارلی چاپلین: با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه! رختخواب خرید ولی خواب نه! ساعت خرید ولی زمان نه! می توان مقام خرید ولی احترام نه! ،می توان کتاب خرید ولی دانش نه! ،دارو خرید ولی سلامتی نه! خانه خرید ولی زندگی نه! و بالاخره می توان قلب خرید، ولی عشق را نه!!!
میخواهمت چنانکه شب خسته خواب را میجويمت چنانکه لب تشنه آب را محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح يا شبنم سپيده دمان آفتاب را بیتابم آنچنان که درختان برای باد يا کودکان خفته به گهواره، خواب را بايستهای چنانکه تپيدن برای دل يا آنچنان که بال پريدن عقاب را حتی اگر نباشی میآفرينمت چونان که التهاب بيابان سراب را ای خواهشی که خواستنیتر ز پاسخی با چون تو پرسشی چه نيازی جواب را
تاريک ترين ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشيد است پس هميشه اميد داشته باش . . باد مي وزد … ميتواني در مقابلش هم ديوار بسازي ، هم آسياب بادي تصميم با تو است . . . فکر کردن به گذشته ، مانند دويدن به دنبال باد است . . . براي بلند شدن بايد خم شد ، گاهي مشکلات تو را خم ميکنند و بدان آغاز ايستادن است . . . ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكركنم تا اين كه در مسجد بشينم و به كفشهايم فكر كنم علي شريعتي...
: فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود، روی نیمکتی چوبی، روبروی یک آبنمای سنگی. پیرمرد از دختر پرسید: - غمگینی؟ - نه. - مطمئنی؟ - نه. - چرا گریه می کنی؟ - دوستام منو دوست ندارن. - چرا؟ - چون قشنگ نیستم - قبلا اینو به تو گفتن؟ - نه. - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم. - راست می گی؟ - از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد. چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت
اجازه هست عشق تو رو تو کــوچه ها داد بزنـم؟
|
About![]()
زندگي چيزي نيست كه لب تاقچه عادت از ياد من و تو برود زندگي رويش يك حادثه نيست زندگي رهگذر تجربه هاست يادمان باشد از امروز جفايي نكنيم گر كه در خويش شكستيم صدايي نكنيم پر پروانه شكستن هنر انسان نيست گر شكستيم زغفلت من و مايي نكنيم يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش ساز و نوايي نكنيم ...........
Home
|